مرتضى مطهرى

284

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بعضى تصور مىكنند اين‌طور نيست كه قوانين اسلام هميشه يكنواخت و يكجور است و در زمانها و مكانهاى مختلف به يك شكل اجرا مىشود . در كتابى كه به نام احياى فكر دينى در اسلام از او منتشر و ترجمه شده است - و كتاب عميقى است - از اجتهاد به « نيروى محرّكهء اسلام » تعبير مىكند . در نظر او نيروى محرّكهء اسلام اجتهاد است . اين ، سخن جديدى نيست . از هزارسال پيش ، ما عباراتى به همين معنا و مضمون داريم كه علماى اسلام اجتهاد را به عنوان نيروى محرّكهء اسلام معرفى كرده‌اند . مىگويد : اجتماعى كه بر چنين تصورى از واقعيت بنا شده باشد « 1 » ، بايد در زندگى خود مقوله‌هاى ابديت و تغيير را با هم سازگار كند . [ مقصودش اين است كه ] در جامعه بايد اين دو خصوصيت باشد : از يك جنبه ابديت و ثبات و از جنبهء ديگر تغيير ، از يك وجهه ثابت و از وجههء ديگر متغير . او معتقد نيست به جامعه‌اى كه از هر وجهه‌اى بايد ثابت باشد ، و هم معتقد نيست به جامعه‌اى كه آنچه بر آن حكومت مىكند فقط تغيير باشد و هيچ وجههء ثابت نداشته باشد . بايستى كه براى تنظيم حيات اجتماعى خود اصولى ابدى در اختيار داشته باشد ؛ چه آنچه ابدى و دائمى است ، در اين جهان تغيير دائمى جاى پاى محكمى براى ما مىسازد . ولى چون اصول ابدى به اين معنا فهميده شوند كه معارض با هر تغييرند ، يعنى معارض با آن چيزى هستند كه قرآن آن را يكى از بزرگترين « آيات » خدا مىداند ( كه همان تغيير باشد ) آن وقت سبب آن مىشوند كه چيزى را كه ذاتاً متحرك است از حركت باز دارند .

--> ( 1 ) [ منظور اقبال از « چنين تصورى از واقعيت » جملات پيشين خودش است كه مىگويد : چون خدابنيان روحانى نهايى هر زندگى است ، وفادارى به خدا ، عملًا وفادارى به طبيعت مثالى خود آدمى است . اجتماعى كه بر چنين تصورى . . . ]